بسم الله الرحمن الرحيم
اين دو تا عکس هم براي شما دوستان به عنوان يه هديه گذاشتم علي (ع) و امام حسين(ع).
نوشته شده توسط : محب علي
بسم اله الرحمن الرحيم
با سلام
امروز من يه شعر در مورد امام علي بو خوندم خيلي قشنگ بود براي شما هم آوردم تا شما هم بخونيد البته خيلي زياد بود اما تونستم يه کمي از او رو براتون بيارم اميدوارم خوشتون بياد .
علي اي اولين فرد مسلمان علي اي معني آيات قرآن
علي اي مظهر خلاق سبحان علي اي ذات تو چون ذات رحمن
علي اي برده از الله فرمان علي اي بهترين مخلوق يزدان
علي اي از تو جاويد دين و ايمان علي اي گوهر پيدا و پنهان
علي اي آفرينش تحت فرمان علي اي رهبر پاکيزه دامان
علي اي از گنه دايم گريزان علي اي پاک تر از کل پاکان
علي اي صورتت خورشيد تابان علي اي سيرتت فردوس و رضوان
علي اي حب تو محو گناهان علي اي بغض تو کبريت نيران
علي اي نطق تو چون تيغ بران علي اي قهرمان و مرد ميدان
ديدم امروز شب جمعه هست و فردا هم جمعه متعلق به امام زمان دلم نيومد براتون يه شعر از امام زمان نگم :
دامن علقمه و باغ گل ياس يکي قمر هاشميان بين همه ناس يکي
سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب نام زيباي ابا صالح و عباس يکي
نوشته شده توسط : محب علي
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام خدمت همه شما عزيزاني که دوست داريد بنده بيام و به روز کنم .
امروز اومدم در مورد يه بحثي صحبت کنم با شما بحث امروز ما در مورد طلبه بودن است اميد وارم خوشتون بياد.
امروز بود اومدم رفتم براي ثبت نام در حوزه ديدم که چه آدم هايي اومدن براي اينکه در حوزه ثبت نام کنند و همشون با قيافه هايي عجق و وجق به قول خودمون رفتم و با چند نفر صحبت کردم و خيلي برام جالب بود اما خيلي هم افتضاح و خيلي بد بود از چند تاي آنها سوال کردم ديدم پرسيدم که شما انگيزه تون چيه و چرا مي خواهيد بياييد طلبه بشيد خيلي ها همين جواب را دادند اينکه ما انگيزه اي نداريم و فقط مي خواهيم بريم و از شر سربازي راحت بشيم .
من بهشون اين جواب را دادم اگر شما هم نظر ديگه داريد بفرماييد من گفتم که مگه مي توني فرار کني بايد 10سال شما اينجا باشيد و اگر وسط کار ول کنيد بايد بريد سربازي و ديگر اينکه شما ها با اين قيافه چه جوري مي خواهيد امامه به سر کنيد و سرباز امام زمان باشيد مگه لباس الکي هرمتي داره اين لباس اما ياد او فيلم ده نمکي که تازه داده بيرون افتادم اگر شما ديده باشيد آخر فيلم لاتها آدم مي شوند و در جبهه شهيد مي شوند و اون آقايي که هي ميگفت اينها به لجن مي کشند جبهه رو خودش ضايع شد خلاصه نميدونم بايد ببينيم خدا چي مي خواد روحانيت در جامعه ما به عنوان يک مارمولک شناخته مي شه اون روحانيتي که امام علي و پيامبر بودند اون لباسي که بعضي از شيخ ها مي گزارند روي سرشون بايد بدونند اين لباس خيلي هرمت داره اگر هرمتش را نگه ندارند بايد در آن دنيا به امامان و پيامبر جواب پس بدهند خداوند انشاالله که ما را جز اون دسته از آدمهايي که ظاهر دارند اما باطن ندارند قرار ندهد انشاالله
اللهم عجل لوليک الفرج
نوشته شده توسط : محب علي
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليکم
ديروز با يکي از دوستان در مورد ژ اربعين بحث شد که همه مردم چرا خيال مي کنند که تمام سختي هاي حضرت زينت و بقيه فقط روز اربعين و روز عاشورا بود اما اين طرز فکر غلط است چرا چون که تمام سختي ها و درد و رنج ها بعد از اربعين و روز عاشورا بود مردم روز عاشورا و اربعين را که تمام کردند خيال مي کنند ديگه تمام شد همه محرم و صفر به عاشورا و اربعينش بود که تمام شد و بعد عروسيها و خوشحالي ها و ... ها شروع مي شود اما حضرت زينب بعد از عاشورا تمام رنج ها و سختي ها يش شروع شد و همچنين بعد از اربعين که حضرت زينب برگشتند تازه شروع کردند به گريه و زاري بعد از اين همه روزي که از کربلا دور بودند سرها را خاک کردند و ... مي خواهم شما هم مرا در اين مورد راهنمايي کنيد و بنده را از پيشنهاداتتان مستفيض کنيد .
اللهم عجل لوليک الفرج
نوشته شده توسط : محب علي
بسم الله الرحمن الرحيم
اربعين سيد الشهدا عليه السلام سند حقانيت و مظلوميت او را در عرصه کشمکش حق و باطـل نمـودار مي سازد . تشکيل مجالس و
محافل سنوي براي اولياء دين گر چه از اهم امور و الزم مهمات است ، ولي براي هيچکدام از آنها مسأله اربعين وجود ندارد و تنها و
تنها براي حضرت سيد الشهدا عـليه السلام ايـن سنت شعـار در مـکتب تششيـع وضـع و جـعل گـرديده است .
امروز رسم بر اين است که بـراي افـراد مـتوفي مـجلس تـرحيم ، و يـا بـه عـبارت امـروزي و بسيـار بسيـار غـلط ، مـجلس
بزرگداشت مي گيرند و به خيال خود روح آن مرحوم را از اين مجلس غريق رحمت و عنايت حق مي گرداند .
منبع : کتاب اربعين در فرهنگ شيعه
تأليف : سيد محمد حسين حسيني طهراني
نوشته شده توسط : محب علي
بسم الله الرحمن الرحيم
يه داستان قشنگ يکي برام تعريف کرد خوبه براي شما هم بگم .
يک زن آمريکايي بوده براي ماموريت اومده بوده به سوريه و کنار حرم حضرت رقيه يه اتاق در يه آپارتمان اجاره کرد شب اول که دراتاق خود خوابيده بود يه وقت ديد صداي گريه و ناله اي به گوشش ميرسه و نميزاره بخوابه رفت و به صاحب هتل گفت چه خبره گفت که هيچ چي يه عده دارند براي يه دختر سه ساله گريه ميکنند . شب دوم دوباره اومد بخوابه که ديد دوباره صدا مياد رفت پايين دوباره همان اتفاق افتاد تا سه شب . شب سوم خودش رفت که ببينه چه خبره رفت ديد که توي يه خرابه نشسته اند و دارند گريه ميکنند وقتي رفتم و سوال کردم تمام ماجرا را براي من تعريف کردند من هم ناراحت شدم رفتم درساختمان و خوابيدم چند روز بعد به من زنگ زدند که بچه در حال مرگه و داره ميميره ميگه رفتم حرم وگفتم دختر خانم من شما را نمي شناسم و از راه دوري اومدم بچه ام مريضه و داره مي ميره اگه شما شفاش بدهيد من هم نذر ميکنم که هر سال يه فرش بيارم و توي حرمت بندازم رفت تا به خونه رسيد زنگ زدند که بچه ات خوب شده و داره بازي مي کنه نميدونيم چه طور شد يهو يي ديديم بلند شد و سرو حال بازي اش را کرد . آره... خلاصه هرسال ديگه ميومد و براي حرم فرش مي انداخت
يه شعرزيبا هم هست شنيدم خيلي قشنگ بود:
نازم آن آموزگاري را که در نصف روز دانش آموزان عالم را چنين دانا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد در جهان بعد از آن با خون هفتادو دوتن امضا کند
نوشته شده توسط : محب علي
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ